محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

133

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

بيرون مىكشند وبيشتر آن كوهستان است . مردم اين شهرها بيشتر عربهاى خارجي ولجوج‌اند . احساء : قصبهء هجر است وبحرين خوانده مىشود . بزرگ وپر نخلستان وآبادان وپر جمعيت است . جايگاه گرما وقحطى است ويك مرحله از دريا دور است ، چشمه مانندى دارد . تجارتگاه است * جزيره‌هائى در آنجا هست كه پايگاه قرمطيان آل أبو سعيد است [ اين جا دار الملك ايشانست وانبارهايشان در آنست ] خردگرائى وعدل در آنجا حكم فرما است ، ولى جامع آن بي كار مانده است . انبارهاى مهدى وانبارهاى ديگر ايشان نيز نزديك آنست . برخى از دارائيها اينجا [ در خزانهء مهدى ] وباقي آن در انبارهاى ديگر ايشان مىباشد . زرقاء وسابون « 1 » : جزو انبارهاى ايشان است . وهمچنين است أوال وديگر شهرهاى كنار دريا ، يا نزديك آن . يمامه : ناحيتي است كه قصبهء آن حجر است . شهريست بزرگ ، خوش خرما . دژها وديه‌ها آن را فرا گرفته كه يكى از آنها فلج مىباشد [ گندم نيكو وسفال زيبا دارد . نجد حجاز نيز هست ] . بدانكه : اين جزيره ( شبه جزيرهء عرب ) را مىتوان به صفه‌اى همانند دانست كه اندكى درازا دارد ، وسريري بر آن مىباشد كه از بالا تا دم در آن را فرا گرفته است ، ميان سرير ودو ديوار راست وچپ ( پستى كرانه‌ها ) فاصله است . اين سرير دو تكه است ، بخش درونى ( جنوبي ) آن نجد يمن است وآن كوههائى است كه صنعا ، صعده ، جرش ، نجران در آن مىباشد ، شهر قحطان وعدن در بالاى پايان آنست ، سه ديوارهء آن درياى چين است ، اين سروات ( مرتفعات ) آبادان وداراى

--> ( 1 ) ص 77 : 12 و 104 : 3 .